زندگی مو جنون گرفته، برگرد 
جلو چشامو خون گرفته، برگرد
این دفعه دیگه نقل هر سالیت نیست 
انگاری که زبون خوش حالیت نیست
حکم تو شلاقه، اگه قاضی‌ام 
جیک بزنی، به مرگتم راضی‌ام
مثل یخ، آبت می‌کنم ضعیفه 
خونه خرابت می‌کنم ضعیفه
من نه از اون چشم سیات می‌ترسم
نه از ننه‌‌ات، نه از بابات می‌ترسم
هرچی ازت تلخی چشیدم، بسه 
تو زندگی هرچی کشیدم، بسه
این دفعه می‌خوام نوکتو بچینم 
من نخوامت، کیو باید ببینم
خانوم شدی پیش یه مُشتی فَعله 
یابو ورت داشته که یعنی بعله؟
همه‌ا‌ش می‌خوای بگم که «بعله قربان»؟
«جنیفر»ی یا دختر اوتورخان؟
نذار بگم تو کوچه زیرت کنن 
یا آبجی‌هام خرد و خمیرت کنن
نذار بگم تو رو تو شر بندازن 
نذار بگم نسل‌تو ور بندازن
تا سر شب،‌خلاصه ختم کلام 
خودت میای یا خبرت، والسلام!

این‌ها رو من از این و اون شنفتم 
اما از این حرفا بهت نگفتم
نوشتمش به خواری و به خفت 
آخه من و حرف خلاف عفت
می‌خوام بگم اهل بخیه نیستم
مودبم، مثل بقیه نیستم
خسته شدی، د باشه جونم فدات 
یه جفت کفش نو خریدم برات
الانه می‌فرستمش، روم سیا